عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

530

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

وى سست‌تر از تار عنكبوت‌ها است و دوستدارى وى تباه‌تر از آتش حباحب [ - نار حباحب ] . نسر لقمان . عرب در درازى زندگانى ، به عمر كركس مثل زند و چنين پندارند كه هر كركس پانصد سال مىزيد گويند آن روز كه به لقمان اختيار دادند ، او زندگانى هفت كركس را براى خود برگزيد ، و چون آرزوى او را به دو بخشيدند ، جوجه كركسى گرفت و او را در لانه‌اى ويران بالاى كوهى گذاشت كه خود در دامنهء آن زندگى مىكرد ، هر گاه عمر آن كركس سرآمد جوجه كركسى ديگر گرفت و به جاى آن گذاشت تا به هفت رسيد . ديرزىترين آن كركسان لبد نام داشت كه « نسر لقمان » معنى كركس لقمان خوانند در زندگانى دراز و ماندگارى بسيار ، به دو مثل زنند و گويند : أخنى عليه الّذى أخنى على لبد يعنى : او را همان كس هلاك كرد كه لبد را هلاك كرده بود . لبيد گفته : و لقد جرى لبد فأدرك جريه * ريب المنون و كان غير مثقّل لمّا رأى لبد النّسور تطايرت * رفع القوادم كالكسير الأعزل من تحته لقمان يرجو نهضة * و لقد رأى لقمان ألّا يأتلى يعنى : لبد - كركس لقمان - بال گشوده و روان گشته بود كه مرگ سبكبال در پرواز ، به او رسيد و در آن هنگام لبد به كركسان ديگر كه بشتاب مىپريدند نگاه كرد پس بالهاى كشيدهء خود را كه شكسته مىنمود و دمش را كه خميده بود ، برافراشت . اما لقمان از آن پاى كوه چشم دوخته و اميد بسته بود كه برخيزد و پرواز كند امّا ديد كه كند و ناتوان است ! نسيم الرّاح . در پاكى و نيكى و خوشى به بوى شراب مثل زنند ، چنان كه سرىّ به دوستى